داستان آموزنده مرد خسیس درباره ثروت اندوزی

[ad_1]

داستان آموزنده مرد خسیس درباره ثروت اندوزی

در ادامه این مطلب از فارسی ها با داستان آموزنده مرد خسیس درباره ثروت اندوزی در خدمت شما عزیزان هستیم .

داستان آموزنده مرد خسیس

داستان آموزنده مرد خسیس درباره ثروت اندوزی

یک مرد خسیس همه دارایی اش را فروخت و طلا خرید . او طلاها را در گودالی در حیاط خانهاش مخفی کرد و هر روز به طلاها سر میزد و آنها را زیر و رو میکرد .

تکرار این کارهای مرد خسیس باعث مشکوک شدن یکی از همسایگانش شد تا اینکه یک روز همسایه مخفیانه به گودال رفت و طلاها را برداشت .

روز بعد مرد خسیس به گودال سر زد اما طلاهایش را نیافت سپس شروع به شیون و زاری کرد و مدام به سر و صورتش میزد .

یک رهگذر او را دید و پرسید : چه شده ؟

مرد خسیس حکایت دزده شدن طلاها را برای رهگذر تعریف کرد . رهگذر گفت : این که ناراحتی ندارد . سنگی در گودال بگذار و فکر کن که شمش طلاست تو که از آن استفاده نمیکنی پس سنگ و طلا چه فرقی برای تو دارد ؟

ارزش هر چیزی در استفاده از آن است نه در داشتن آن . اگر خداوند به زندگی شما برکتی داده و شرایط مناسبی دارید پس به فکر دیگران نیز باشید .

بخشش مال همچون هرس کردن درخت است پول با بخشش زیادتر و زیادتر می شود .

دارایی شما حساب بانکیتان نیست . دارایی شما آن مقدار از ثروت و داشته هایی است که برای کمک به دیگران به گردش در می آورید …

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *