سمیرا رومینا ، مخترعی جوان با هنرهای فراوان!

[ad_1]

سمیرا رومینا متولد 73 و در حال حاضر دانشجوی ترم آخر کارشناسی مامایی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین.

پونک – حسین عابدزاده: سمیرا رومینا بیش از 80 اختراع الکترونیکی را در کارنامه اش دارد که بعضی هاشون دارای رتبه های اول تا سومی در جشنواره های مختلف هستند و بعضی های دیگر هم فقط ثبت شده اند و قرار است به تولید برسند.

فرزند اول خانواده هستش و تنها یک برادر کوچکتر از خودش دارد. هم اکنون در شهرستان آبیک (قزوین) ساکن است.

در ادامه مصاحبه اختصاصی سایت پونک با سمیرا رومینا مخترع و نخبه ی جوان کشور را خواهید خواند:

سمیرا رومینا ، مخترعی جوان با هنرهای فراوان!

خیلی خلاصه زندگی تان را شرح دهید…
عادت کردم همیشه سرم شلوغ باشه! همیشه در حال انجام دادن چندین کار همزمان هستم که البته اذیت هاش می مونه برای خانواده ام! اینا یعنی همیشه کار واسه انجام دادن دارم.
حتی اوایل دانشگاهم، اصلا فرصت برای استراحت نداشتم و شاید روزانه 3-2 ساعت زمان برای استراحت صرف می کردم. همیشه به دوستانم می گم که انگار یک تردمیل را روی دور تند گذاشتن و من مجبورم همیشه در حال دویدن باشم.

رومینا به چه معنی است و ریشه اش از کجاست؟
ایرانی نیست و ریشه یونانی داره، نام یکی از الهه های یونان هستش و به معنای پاک…

تابعیت پدر، ایرانی نیست؟
پدر و مادر هر دو ایرانی هستند. منتهی ریشه ی خانوادگی ام بر میگرده به پدربزرگم!

از ابتدا ساکن شهرستان آبیک بودید؟
خیر. زمانی که ابتدایی بودم از تهران به آبیک نقل مکان کردیم.

شعر و شاعری هم ظاهرا انجام می دهید؟
خیلی شعر نمی گم، فقط در اوقات فراغتم. بیشتر دل نوشته هستش که تاکنون جایی منتشر نشده. مسئله شعر در حد تفریح هستش، گاهی توسط آقای دکتر آذر به برنامه های تلویزیونی شبکه قزوین دعوت میشم برای مشاعره که خب لابه لای شعرها از شعرهای خودم هم استفاده می کنم.

پس مستفیض مان کنید…
بنگر به دلم زانکه به صد ساله جدایی        هی فال زدم فال زدم تا تو بیایی
ای خاکِ درت تاجِ سر شاه سواران            بگذار بیایَم به درت بهر گدایی

سمیرا رومینا ، مخترعی جوان با هنرهای فراوان!

ورزش خاصی هم دنبال می کنید؟
بله. ورزش رو از 11-10 سالگی شروع کردم و تا سال 93 نینجوتسو رو ادامه دادم. مسابقات استانی و کشوری هم رفتم و مقام هایی بدست آمد. حتی انتخابی تیم ملی هم رفتم اما با توجه به اردوهای چند ماهه و شرایط سختی که برای گزینش وجود داشت و همینطور با توجه به قبولی همزمان در کنکور، اولویت اصلی ام را روی درس گذاشتم. اما همزمان با دوران دانشگاه، کنگ فو را نیز دنبال می کردم.
دو سال پیش از طرف دانشگاه به صورت تطبیقی با مدارک نینجوتسو ام، موفق شدم در مسابقات کاراته دانشگاهی شرکت کنم که اونجا هم مقام سوم مشترک رو بدست آوردم؛ البته امسال هم مسابقه داریم.

برسیم به اختراعات! اصلا چی شد فکر کردید که می تونید مخترع بشید؟ جرقه اولیه از کجا زده شد؟
یادم هست در دوران کودکی، ال ای دی های کوچکی داشتیم که اونا رو به باتری وصل می کردم و روشن شدنشون واسم جالب بود. بعدها که بزرگتر شدم در دوران مدرسه، زمانی که درس حرفه و فن اومده بود، یک سری لامپ رو برداشتم به هم وصلشون کردم که با مکانیزم خاصی روشن خاموش میشدن که مورد توجه قرار گرفت و توانستم مقام اول کشوری رو از درس حرفه و فن کسب کنم.
اما ایده ی اولیه برای اینکه تصمیم بگیرم مخترع باشم، زمانی بود که به پرگار نیاز داشتم و پرگارم، دَم دست نبود که اومدم یک پرگاری ساختم که ویژگی هایی فراتر از یک پرگار را داشته باشه. بنظر من اون احساس نیاز در کمبودِ وسیله ای که می خواستم، باعث شد باور کنم وقتی می توانم یک چیزی رو بسازم چرا انجامش ندم و این شد اولین جرقه ی اختراعی که واقعا میشد ازش استفاده کرد.

شما بیش از 80 مورد اختراع دارید. 3 مورد از برجسته ترین هاش رو اشاره می کنید.
– ابزار برش قطعات سه بعدی با قابلیت حمل: دستگاهیِ متفاوت با تمام دستگاه های برش قطعات که انواع جنس های مختلف رو برش میده، همزمان دارای تیغه مکانیکی و تیغه حکاکی هم هست که به صورت سه بعدی اشکال رو برش میده و همزمان حکاکی هم میکنه.

سمیرا رومینا ، مخترعی جوان با هنرهای فراوان!

– ابزار نقشه کشی دیجیتال با قابلیت نوشتن: دستگاهی هستش که قابلیت رسم دقیق اشکال و انحنا را داراست.

سمیرا رومینا ، مخترعی جوان با هنرهای فراوان!

– فلومتر دیجیتال: دستگاهی هستش برای تنظیم خودکار و دستی اکسیژن مورد نیاز برای بیماران تنفسی.

در طول انجام تمامی این فعالیت ها، همکار، مشاور و یا دستیاری در کنار خودتون داشتید؟
در هیچ یک از پروژه ها، هیچ همکار و دستیاری نداشتم. نه اینکه بخوام تکرو باشم نه؛ یادمه در دوران مدرسه، به چند تا از دوستانم پیشنهاد همکاری می دادم، آن ها هم می آمدند اما چون شرایط به تدریج واسشون خسته کننده میشد، دیگه ادامه نمی دادن.

اختراعاتی که توسط شما صورت گرفته، الان در چه مرحله ای هستند؟ آیا به تولید انبوه رسیده یا صحبتی در خصوص ورودشان به بازار شده یا خیر؟
برای همه اختراعات، اینطور نبوده که اتفاقات خوب واسشون بیفته. یه سری شون فقط واسه جشنواره های رازی، ممتاز نخبگان، رویش و… بوده که در 90% این جشنواره ها رتبه ی اول و دوم آورده، یه سری دیگه از اختراعاتم فقط ثبت شده اند و به جشنواره نبردمشون چون جشنواره ای نیست، اونها رو کنار گذاشتم برای تولید. یکی سری دیگه هم از اختراعاتم هستند که هنوز نه ثبت شده اند و نه به جشنواره بردم.
سال های 92-91 پیشنهاداتی از چندین شرکت برای اختراعاتم داشتم که می گفتند برندسازی بشه و به مرحله ی تولید برسه، اما چون شرایط شون رو قبول نداشتم، تصمیم گرفتم تا خودم به یک سرمایه ای برسم و خودم تولید رو دست بگیرم که در چندین ماه آینده شاید اتفاقات خوبی برای اختراعاتم بیفته…

بسیار عالی. یک تصویری از شما دیدم که در حال دریافت لوح تقدیر از دستان سردار نقدی (رئیس وقت سازمان بسیج) هستید. توضیح می فرمائید.
طرح پرگار دیجیتالم بود که بر می گرده به سال 92، جشنواره ممتاز نخبگان که محل برگزاری اش هم کاخی بود در حوالی تجریش! البته اون طرح، ثبت نشد ولی به جشنواره بردمش.

سمیرا رومینا ، مخترعی جوان با هنرهای فراوان!

ارتباطی بین رشته تحصیلی شما و اختراعاتتون هست؟ در مسیری که تاکنون پیمودید، اصلا کمکی کرده؟
الان ترم آخر کارشناسی مامایی هستم که شهریور 96 کلا درسم تموم میشه و هیچ ارتباطی هم بین اختراعاتم و رشته تحصیلی ام نیست. زمانی که تصمیم برای انتخاب رشته داشتم، می تونم بگم در تمامی دروس از جمله زیست و ریاضی، فوق العاده قوی بودم اما چون علاقه ی زیادی به شاخه های پزشکی داشتم، این شد که مامایی رو انتخاب کردم. اما از طرفی در کنارش، علاقمند بودم اختراعاتم در زمینه های الکترونیک و الکترومکانیک باشه.

اگر پیشنهادی از اونور بیاد برای اختراعاتتون، قبول می کنید؟
در مورد اختراعات، اگر پیشنهادی از شرکت های خارجی بیاد واسم، شرایط رو می سنجم و طوری تصمیم گیری می کنم که سرافرازی کشورم حتما در اولویت باشد.

برای ثبت و پیشبرد اختراعاتتون، اصلا نیاز به سرمایه گذاری خاصی داشتید؟ سازمانی از شما حمایت کرده است؟
اصلا اختراع کردن اونقدر توان مالی خاصی نمی خواد، مگر اینکه برای تولیدش…
برای اختراعاتم، قطعات خاصی نمی خریدم که اونقدر گران باشه و نشه خریدش. معمولا هم از وسایل منزل که در انبار بود یه جورایی استفاده می کردم. گاهی هم از کامپیوترهای اسقاطی که در آموزش و پرورش نگهداری میشد، به صورت کیلویی می خریدم و ازشون استفاده می کردم.
اما خب اون برای گذشته بود، قطعا در زمان حال اینطور نیست؛ مثلا الان با پارک علم و فناوری قزوین یه سری همکاری هایی را شروع کردم که جناب آقای دکتر فریدونی، کمک های معنوی بسیاری به بنده داشتند که البته برای مسئله ی مادی هم سفارشاتی کردند که هنوز عملی نشده است.

حرف آخر و اینکه برای آینده چه برنامه هایی دارید؟
ادامه دادن همین کارهایی که الان شروع کردم؛ مقاله ها، اختراعات و درس و خیلی چیزهای دیگه؛ که البته فکر می کنم هدف اصلی ام مهم تر از این ها باشه که همان سرافرازی کشورم هستش. در آخر هم لازم می دونم از خانواده عزیزم، جناب آقای دکتر فریدونی و سرکار خانم اسدی تشکر و قدردانی کنم؛ ان شاء الله در آینده، باعث افتخار و خوشنودی این عزیزان و همینطور خانواده ام بالاخص مادرم شوم.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *